تبليغاتX
کرکره خنده

              يه روز يه كاميون گلابي داشته توي جاده مي رفته كه يه دفعه

            مي‌افته توی يه دست‌انداز، يكي از گلابي‌ها مي‌افته وسط جاده، بر

            مي‌گرده به كاميون نگاه مي‌كنه و ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! گلابي‌ها

            ميگن: گلابي، گلابي! كاميون دورتر مي شه، صداشون ضعيف‌تر مي شه. گلابي

            ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! گلابي‌ها مي گن: گلابي، گلابي! باز كاميون

            دورتر ميشه، گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! اما صداي گلابي ديگه به

            گلابي‌ها نمي‌رسه! گلابي‌ها موبايل راننده رو مي گيرن و زنگ ميزن به

            موبايل گلابي، اما چه فايده كه گلابي ايرانسل داشته و توي جاده آنتن

            نمي‌داده! گلابي يه نفر رو پيدا مي‌كنه كه موبايل دولتي داشته، زنگ

            مي‌زنه به راننده و مي گه: گوشي رو بده به گلابي‌ها، وقتي كه گلابي‌ها

            گوشي رو مي گيرن، گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابی ها! گلابی ها می گن:

            گلابی، گلابی...

            ....

            واقعا دوست داري باز هم ادامه داشته باشه....!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 19:26 توسط قاصدک |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 17:35 توسط قاصدک |

و علیک....نظر..نه نمی خواد..مگه بیکاری ...اصرار نکن ....

حالا که زیاد اصرار می کنی یه نظر بده دیگه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 15:17 توسط قاصدک |

حاج آقا و جوک و خنده و مزه وسیا سی و خفن 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:16 توسط قاصدک |

ماشین خط خطی...(کرکره خنده و جوکستان) 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 9:57 توسط قاصدک |

طرف ميخواسته زير دريايي آمريكاييها رو غرق كنه ميره زير آب در ميزنه فرار ميكنه

----------------------------------------------------------------------

به يه رشتيه گفتن كه يه جمله بساز كه توش سير داشته باشه گفت ميرزا قاسمي

-----------------------------------------------------------------------

يكي رفت تونس يكي رفت نتونس

-----------------------------------------------------------------------

خاستم برات سبزه ي عيد بفرستم گفتم شايد طاقت نياري تا عيد بخوريش

-----------------------------------------------------------------------

تهرانيه ميره مكه به خدا ميگه توبه ميكنم كه ديگه از ترك ها جوك نسازم . همون موقع يه تركه مياد ازش مي پرسه:ببخشيد قبله كدوم طرفه ؟ تهرانيه ميگه : خدايا خاطره كه مي تونم تعريف كنم ؟؟

-----------------------------------------------------------------------

يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه ميدوني چيه ؟؟؟ اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!!. . . يه مگسه كه ماتيك زده

------------------------------------------------------------------------

به سه دليل دوستت دارم دو تا شو نمي دونم يكيش هم يادم نمي ياد

------------------------------------------------------------------------

يه روز قنده ميفته تو چايي ميگه حله ...

-------------------------------------------------------------------------

چند نفر مي خواستن يه اصفحانيه رو غزيت كنند مي بندنش به تير برق مي گن كوچه پاييني شام ميده!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 9:14 توسط قاصدک |

ازدواج و جوک و لطیفه و کرکره خنده و جوکستان

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 20:54 توسط قاصدک |

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 15:26 توسط قاصدک |

جوايز بانک بسيجيان:2 دستگاه تانک ذولفقار , 2000 متر پارچه چفيه, 5000 بليط سفر پياده به کربلا.هر 1 سانت ريش در هر روز 1 امتياز

*********************************************************************

يه روز يه تركه داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم  (البته خودم ترکم ها ... ولی خوب جوکه دیگه)

*********************************************************************

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

*********************************************************************

سه نفر تو قلب من جا دارن:

1-خدا 2-مادرم 3-پدرم

آخی تو نیستی؟........
.
.
.

.

.

.

.
تو ضربان قلب منی!!!

*********************************************************************

چیه بازم جوک می خوای بدو برو نظر بده بعد

*********************************************************************

از یه نی نی میپرسن عشق یعنی چی؟ میگه یعنی بزالی اونم از پفکت بخوله ولی فقط تو
تا دونه!

*********************************************************************
سكوتم را به باران هديه كردم تمام روزها را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به
هر خاكي رسيدم تكيه كردم
...

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:50 توسط قاصدک |

 خری امد به سوی مادر خویش

 بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش

 برو امشب برایم خواستگاری

 اگر تو بچه ات رو دوست داری

 خر مادر بگفتا ای پسر جان

 تو را من دوست دارم بیشتر از جان

 ز بین این همه خرهای خوشگل

 یکی را کن نشان چون نیست مشکل

 خرک از شادمانی جفتکی زد

 کمی عرعر نمود و پشتکی زد

 بگفت مادر به قربان نگاهت

 به قربان دو چشمان سیاهت

 خر همسایه را عاشق شدم من

 به زیبایی نباشد مثل او زن

 بگفت مادر برو پالان به تن کن

 برو اکنون بزرگان را خبر کن

 به آداب و رسومات زمانه

 شدند داخل به رسم عاقلانه

 دو تا پالان خریدند پای عقدش

 به افسار طلا با پول نقدش

 خریداری نمودند یک طویله

 همانطوری که رسم است در قبیله

 خر عاقد کتاب خود گشایید

 وصال عقد ایشان را نمایید

 دوشیزه خر خانوم آیا رضایی؟

 به عقد این خر خوش تیپ درآیی

 یکی از حاضرین گفتا به خنده

 عروس خانوم به گل چیدن برفته

 برای بار سوم خر پرسید

 که خر خانم سرش یکباره چرخید

خران عرعر کنان شادی نمودند

 به یونجه کام خود شیرین نمودند

 به امید خوشی و شادمانی

 برای این دو خر در زندگانی

+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 16:12 توسط قاصدک |