
گریه کن گریه قشنگه....گریه سهم دله تنگه
تیری آنری
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 15:4 توسط قاصدک
|
خنده

این منم ...!
+
نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 14:9 توسط قاصدک
|
چند عکس خنده دار

عجب...مردم برای پیشرفت علم چه کارها که نمی کنند

به نظر شما این دختر ها از نسل منقرض شده دایناسورها هستند یا شاید هم آدم فضایی اند
اسمشون رو هم گذاشتن دختر فشن !!!

این عکس کرکره خنده هم قهرمان آینده وزنه برداری المپیک هستش
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 18:32 توسط قاصدک
|
ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!! (من خودم شخصا از همه دخترا خوشم می آد

)
حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده! (نه بابا دخترای امروز همه بوی عطر فرانسوی می دند...کجای کاری عمو

)
تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته(عجب تناسبی به جایی

)!!
توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره
تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش (سرش نه مخش!!~)
از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه (اژدها وارد می شود...برید کنار)
مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه
مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه (دیگه اینجاش بی ادبی شد...

)
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 0:11 توسط قاصدک
|
يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه
________________________________________
یه ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه براش شش ماه زندون در میاد
________________________________________
يه تركه ميره استاديوم تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمي بيني ميگه : ايلده دنبال كلمه زنده ميگردم
________________________________________
يه تركه چشماش رو باز ميكنه گوشاش نمي شنوه
________________________________________
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نميتوني بري؟
________________________________________
تركه ميخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بيرون ! خلاصه تو راه ميبينه يه پسر تهرونيه رفته جلو خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونيه ميگه پاشو بيا بريم بيرون ، دختره ميگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور پسر تهرونيه شاكي ميشه ميگه بابات گه خورده ميگم بيا پايين تركه كف ميكنه خلاصه مياد تريپ بچه تهرونيرو بذاره ميره دمه خونه دوست دخترش آيفون رو ميزنه به دوست دخترش ميگه بياد دمه پنجره ، دوست دخترش مياد ميگه چيه ؟ تركه ميگه لباس بپوش بريم بيرون ، دختره ميگه كار دارم نميتونم بيام ، تركه يه دفعه داد ميزنه ميگه بابات گه خورده بهت ميگم بيا پايين !!
________________________________________
تو اردبيل مانور مي ذارن... دشمن فرضي پيروز ميش
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 0:6 توسط قاصدک
|